انجمن دوستداران حافظ و جمعي از دانشجويان رشته مديريت امور فرهنگي و هنري دانشگاه آزاد اسلامي بوشهر در معيت دكتر مشايخي رئيس بنياد ايران شناسي شعبه بوشهر و دكتر عاشوري نژاد رئيس انجمن دوستداران حافظ و مدير گروه رشته مديريت امور فرهنگي و هنري طي سفري تفريحي- پژوهشي به شهر فرهنگ و ادب (شيراز) سر از منزل پر از صفا و صميمت استاد محمد بهمن بيگي از  نويسندگان خلاق و سر شناس معاصردر قصردشت در مي آورند .

محمد بهمن بيگي (تولد 1299 هجري شمسي)كه بنيانگذار آموزش عشايري ايران است، حرفه معلمي در ايلات را بر وسوسه هاي شهرت و ثروت ترجيح داده، تنها چاره درد عشاير را سواد آموزي مي داند و آموختنش به بچه هاي عشاير در دهه 30 تا 60 به قيامي فرهنگي بدل مي شود . از او آثاري چون طلاي شهامت ، اگر قره قاچ نبود، بخاراي من ايل من، به اجاقت قسم و ... به يادگار مانده كه براي هميشه بر تارك فرهنگ اين مرز و بوم خواهد درخشيد .

دكتر عاشوري نژاد در آغاز ديدار، همراهان خود را به استاد معرفي مي كند و خطاب به او ابراز مي دارد كه تمام دانشجويان عشاير بي استثناء در پايان نامه هاي خود، ذكري از شما و زحماتي كه متحمل شده ايد مي برند .

استاد ضمن خوش آمد گويي و استقبال از ديدار صورت گرفته درباره حافظ مي گويد : من درباره حافظ مقاله اي به عنوان « حساب حافظ از ديگران جداست » نوشته ام كه در كتاب اگر قره قاچ نبود چاپ گرديده است . يك بار ازمتخصص اسبان پرسيدم بهترين اسب كدام است؟ گفت: اسبي كه گوش خنجري ، سينه پهن ، كمر باريك و ... دارد. من گفتم: نه! بهترين اسب ، اسبي است كه هنگام عبور از جمعيت ، همه دست از كار خود بشويند . يعني زيبائي اسب چنان مجذوبشان دارد كه نتوانند كار كنند و شعر حافظ اينگونه است(حساب حافظ ار ديگران جداست ) . از خود مي پرسم چه رازي است نهان ، كه اين مرد را در چنين سطحي بالا برده كه جايگاه او و شخصيت معنوي و علمي اش تحير همگان را برانگيخته است .

در بين رشته ها از همه شيرين تر ادبيات است كه بيش از همه لطافت روح و تيزي هوش مي خواهد كه متأسفانه اشتباهاً يا عمداً يا دلائل مختلف ، ادبيات را عقب مي اندازند و رياضيات را جلو. ادبيات نه براي التذاذ ، بلكه براي انسان سازي  است . معلم وقتي وارد محيط مقدس مدرسه مي شود بايد تطهير شده وارد شود و تطهير ، با رياضيات ممكن نيست با خواندن يك شعر است كه مي توان روح را جاني تازه بخشد .

در سالهاي پيش در بحثي كه با دكتر مجتهدي رئيس دبيرستان البرز داشتم، ابراز تأسف مي نمود كه در جامعه، با كمبود معلم فيزيك و شيمي مواجهيم، بنده در پاسخ به ايشان اظهار داشتم به نظر من، كمبود معلم تاريخ محسوس تر است. در جامعه ما مع الاسف تاريخ را به معدل 11 و 12 مي سپارند و طب را به معدل 19 ، غافل از اينكه طب بدن را مي سازد و تاريخ انسان را . و بايد دانست آناني كه داراي بهره هوشي بالاتري اند، ادبيات و تاريخ را بهتر مي فهمند از اينروي وقتي به كلاسهاي رياضي مي رويم ادبيات دانش آموزان رياضي بهتر است .

چقدر مايه تاسف است كه در جامعه ما و در خانواده هاي ما دندانپزشك را كه با تكه استخواني سر و كار دارد را بر معلم ادبيات و مورخ كه با انسان و انسان سازي سروكار  دارد ترجيح داده و آناني كه روح و روان انسان را مي سازد ارج نمي نهند . بايد بدانيم اشك بيش از آب چهره پدران و مادران ما را شسته است و خون بيش از شربت و شراب به كام كسان ما رفته است .

در خصوص مطالبه حق و حقوق خود بايد بگويم ما متأسفانه در تربيت فرزندان به او حرف زدن نمي آموزيم فقط خواندن و نوشتن تعليم مي دهيم .حرف زدن و آموختن آن، مهارتي است كه بايد كسب نمود . طلبه ها در حوزه علميه اين سر را دريافته و  اين هنر را به خوبي فرا مي گيرند، از اين روي در سخنوري تواناترند. بايد به جامعه ، به فرزندان و دانشجويان حرف زدن را آموخت . فقط بايد آموخت و آموزاند كه تنها راه نجات ما تعليم و تربيت است. بايد با تعليم و تربيت حيوانيت انسان را زدود و شرف و انسا نيت را متبلور كرد و اين امر بي شك زمان مي برد .

من مدرسه عشاير را با مشكلات ، حركت ، بي پولي و بي وسيلگي ساختم و به شهرت ملي رساندم .  در جامعه اي كه زنان از آموختن محروم بودند با هزار مشقت و سختي به تعليم آنان همت گماشتم و اكنون برخي از آنان بهترين معلم در سطح كشورند .

در خصوص مدرك گرايي بايد بگويم واي به حال ملتي كه بجاي كار، كارنامه صادر كنند و جعل سند مالي را جرم بدانند، ولي جعل نمره و مدرك علم را پاداش دهند.

به پاسداشت مقام معلمين در اول مهر و روز بازگشايي درهاي علم بايد از هر طريق معلم و تعليم  و تربيت را ارج نهيم ، با تبريكات صميمي و خاص، فردي را كه رداي  معلمي مي پوشاند در جامعه برجسته و نقش او را متبلور سازيم.

در پايان مي گويم و تاكيد مي كنم هزاران سال طي شده تا انسان بدين جا رسيده و هزاران سال به طول مي انجامد كه انسان ، انسان شود .

       بعد از سخنان گرم و شيرين استاد به اندروني او سركي كشيديم ، عكسها ، تصاوير، تشويق نامه ها و تقديرات مختلف از او چهار گوشه خانه را جلوه و وقار بخشيده بود . گوشه گوشه خانه افتخار بود و خاطره،

         تصاوير از كلاسهاي درس سالهاي 48 به بعد بود و از زندگي عشايري ، شاگردان و چادرهاي درس. و لوح زرين مفاخر فرهنگي ، لوح بزرگداشت يونسكو ، تنديس و لوح استاد براي مبازره با بي سوادي ، لوحي از كشور انگليس و معرفي بهمن بيگي به عنوان مرد سال و ديگر الواح داخلي و خارجي، گوشه هايي بود از گذشته اين مرد بزرگ كه آيندگان را به او پيوند مي داد.