چرا جهان هستی، بیکرانه است؟
هر از گاهی به صورتهای مختلف از فیلمهای مستند علمی گرفته تا کلیپهای کوتاه و نوشتارهایی در فضای مجازی، عموم ما در جریان وسعت جهان هستی و بزرگی و عظمت تحیرآور آن قرار میگیریم.
میگویند تمام ستارههایی که شب هنگام در برابر دیدگان ما چشمک میزنند تنها نقطه کوچکی از کهکشان راه شیری است. آنچه ما میبینیم تنها 50 سال نوری از 110 هزار سال نوری قطر کهکشان ماست. برای تصور وسعتِ یکسال نوری کافی است که بدانیم یک روز نوری معادل حدود 26 میلیارد کیلومتر است که با مقایسه قطر 13 هزار کیلومتری زمین، وسعت یک روز نوری بهت ما را بر میانگیزد تا چه برسد به سال نوری که عدد 26 میلیارد کیلومتر را باید در 365 ضرب کنیم.
حال یک کهکشان با این عظمت و قطر دهها هزار سال نوری تنها نقطه کوچکی از کیهان ماست. در کیهان طبق عکسهای ارسالی هابل، میلیاردها میلیارد کهکشان وجود دارد و فاصله میان کهکشانها عموماً بیش از یک میلیون سال نوری است.
برای تصور عظمت کل کیهان باید بدانیم که طبق امواج بسیار کوچک تابش زمینه کیهانی بعد از بیگ بنگ، تعداد کهکشانها به قدری است که میلیاردها میلیارد کهکشان، خوشههای وسیعی به قطر 95 میلیارد سال نوری(یعنی 1017 x 9کیلومتر)، جهان هستی ما را شکل داده است.
حال این پرسش ذهن همه ما را درگیر خود میکند که این همه عظمت برای چیست و چرا وجود دارد. من گمان می کنم حاصل این عظمت وجود حیات و پدید آمدن ماست و اگر این وسعت نبود و جهان کوچکی داشتیم، ما نیز نبودیم.
از آنجایی که به قول گالیله، کتاب هستی را به زبان ریاضیات نوشتهاند؛ به نظر میرسد میتوان گفت زبان هستی و حرکت جهان هستی مبتنی بر احتمالات است و بر این اساس شاید بتوان این موضوع را با قانون احتمالات تبیین کرد. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ قطعی نبودن رویدادها در جهان کوانتوم را مهمترین ویژگی هستی میداند و حرکت جهان را مانند حرکت تاس همانند میشمارد.
رویدادهای زیادی زنجیروار پشت سر هم و بصورت همزمان پدید آمدهاند تا ما باشیم که میزان فاصله زمین تا خورشید و اندازه آن و اندازه خورشید، از جمله این رویدادهای خوب است. فاصله خورشید از زمین این امکان را میدهد که آب بر روی سطح زمین وجود داشته باشد و دمای زمین برای حیات مناسب باشد و نیز خورشید در اندازهای است که بتواند میلیاردها سال بدرخشد. این دو مورد فقط دو رویداد از هزاران رویدادی است که شرایط به وجود آمدن ما و حیات را مهیا کرده است.
حال طبق قانون احتمالات برای همزمانی رویدادهای مختلف و متنوع که شرایط پدید آمدن ما را سبب شود؛ چقدر میزان احتمال این همزمانی ناچیز خواهد شد. مثلا اگر ما دو تاس داشته باشیم و باهم پرتاب کنیم احتمال همزمان آمدن عدد شش خیلی کمتر از زمانی است که یک تاس را برای آمدن عدد شش پرتاب میکنیم و وقتی تعداد تاسها را افزایش میدهیم و انتظار همزمان آمدن عدد شش را همچنان داریم این عدد کوچکتر میشود و به میزان افزایش تاس میزان احتمال، کمتر و کمتر میگردد. برای اینکه احتمال آمدن همزمان عدد شش را بالاتر ببریم، ناچاریم تعداد دفعات پرتاب تاسها را بیشتر کنیم. هرچه تعداد دفعات پرتاب تاسها را بیشتر کنیم، احتمال همزمان آمدن عدد شش بیشتر میشود.
بنابراین به نظر من، برای همزمانی شرایط مناسب که منجر به احتمال پدید آمدن حیات در گوشهای از جهان هستی است؛ به وجود آمدن منظومههای شمسی بیشمار در کهکشان ما و به وجود آمدن کهکشانهای بیشمار حاوی میلیاردها منظومه شمسی، ضرورت دارد و احتمال پدید آمدن حیات و به عبارتی شرایط پدید آمدن موجود هوشمندی به نام انسان را افزایش داده است.
اگر جهان محدود بود و تکرار محیرالعقول میلیاردها میلیارد کهکشان و منظومه و ستاره و سیاره اتفاق نمیافتاد؛ احتمال همزمانی هزاران رویداد مطلوب و مناسب برای به وجود آمدن حیات و انسان، چنان پایین بود که ما اکنون نبودیم.
انیشتین بر خلاف این نظر گفته است که "خداوند برای خلقت نمیتواند تاس ریخته باشد" ولی ظاهراً برای خلقت چنان که شواهد گواه بر آن است تاس ریختن که همان جهان مبتنی بر احتمالات و نظریه کوانتوم است؛ زبانی است که کتاب هستی با آن به نگارش در آوردهاند و خداوند خواسته است که برای خلقت تاس بریزد تا ما باشیم.
بر اين باورم پیشینیان ما تاکنون هر كدام گوشه اي از حقيقت را كشف نموده اند و يافته ها همچون قطعات يك پازل در كنار هم جاي نگرفته تا تصويري جامع از هستي به تمام مفهوم مادي و معنوي ترسيم نمايند. همه ما بايد در تكميل اين تصوير بكوشيم. آیا در آينده اين پازل كامل مي شود؟