جهان بینی میکروسکوپی
ما وقتی جهان را بزرگ دیدیم که آنرا بس کوچک يافتيم و جهان كوچك را کشف کردیم و از دنیای میکروسکوپی سر در آوردیم. دانستیم هرچه جهان را خردتر و ریزتر می کنیم به راز هستی نزدیک تر می شویم. و نیز دریافتیم دنیای میکروسکوپی با دنیای ماکروسکوپی تفاوت های بنیادین دارد. به عنوان نمونه فهميديم كه مفاهیم حرکت در فیزیک کلاسیک در سطح کوآنتومی دقیق نیست و الکترون ها آنگونه که در فیزیک کلاسیک از مفهوم حرکت برداشت می شد در مدارهای دقیق و معین، حرکت نمی کند و نمی توان به قطعی مکان الکترون را مشخص نمود. (اصل عدم قطعیت هایزنبرگ)
در فیزیک کلاسیک از ارسطو تا گالیله، نیوتن و کپرنیک همه جهان از قوانین ثابت و غیر قابل تغییری (جبر علمی) پیروی می کند ولی این تفکربا پیدایش نظریه نسبیت انیشتین و نظریه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ آلمانی که نتیجه جهان بینی میکروسکوپی است دچار تردید شد و انگار همانگونه که پیشینیان گفته اند سپاه حقیقت روان است.
بر اين باورم پیشینیان ما تاکنون هر كدام گوشه اي از حقيقت را كشف نموده اند و يافته ها همچون قطعات يك پازل در كنار هم جاي نگرفته تا تصويري جامع از هستي به تمام مفهوم مادي و معنوي ترسيم نمايند. همه ما بايد در تكميل اين تصوير بكوشيم. آیا در آينده اين پازل كامل مي شود؟