انسانی را خوشبخت می بینم که با بینایی علم و آرامش ایمان راهی به بزرگی و عظمت یافته و هر روز گامی نوین پیش می برد...با عقل جهان را می بیند و با دل جهان را می شناسد، با علم می داند و با دل می فهمد. او با علم یافته ها را می جوید و با دل یافته هایش را نظمی توحیدی می بخشد.

در دانشگاه جهان و طبیعت  می خواند و در محراب نیایش می آساید و من چقدر این انسان را دوست دارم. چقدر در جوار چنین وجودی می توان اندوه روزگار را به فراموشی سپرد و به آسودگی بدل کرد این استاد گمشده من است او را ندیده اید؟ و من دوست دارم او را در رسالتش یاری رسانم.