برخي اوقات گونه اي تفكر درباره هستي و معرفت شناسي، پناهگاهي براي انسان مي شود كه در پناه آن از خطر كردن و جسارت در ورود به عرصه هاي ديگر باز مي دارد و در تاريخ بشريت پيش آمده كه طي قرن هاي متمادي، انسان در اين پناهگاه پنهان شده و هر روز تكرار ديروز و بدون دستيابي به تجربه جديد بوده است كه ناگاه هشدار دهنده اي او را از اين پناهگاه بيرون كشيده، تا جهان را ديگر باره ببيند و بشناسد و از ظلمت و جهل قرن ها رهايي بخشد.