من به تفكر سيستمي معتقدم.

 

 تاريخ و تغييرات آن را كه بررسي مي كنيم به روشني مي بينيم كه گاهي يك قدم، يك تفكر، يك حركت و يك ايده، سرنوشت قوم و ملتي را تغيير داده است. گاهي كوچكترين تغيير بصورت سيستمي بزرگترين تبعات را در پي داشته است. بدين سان كه تغييري در گوشه اي از اركان  انديشه و ساختار فرهنگي، علمي و اقتصادي جامعه در روند سيستمي تغييري صورت بخشيده و تغييرات بصورت سيستماتيك بر اساس قوانيني كه بر جهان حكمراني مي كند جامعه را به سمتي رانده كه پس از سال ها حتي در صورت عدم مديريت و عدم حضور منشاء آن(متولي تغيير) سرنوشت جامعه را به وادي جديدي سوق بخشيده كه هيچ كس پيش بيني آن را نمي كرد. من فكر مي كنم بايد در تغيير سرنوشت جامعه مان چنين قدم و گامي را برداشت.