چرا ما صاحب عقل و احساسیم؟
برخی از دانشمندان می گویند به ما ماده و حرکت بدهید جهان را خواهیم ساخت. ولی من قانع نمی شوم که جهان فقط ماده و حرکت باشد. پس عقل و احساس ما از کجا سر برآورده و بر جهان طنین انداخته است؟ بی شک بر هستی عقل کلی حاکم است و ما در پیوندی امتدادی با هستی و حقیقت مطلق صاحب عقل گشته ایم و صاحب احساس و عشق شده ایم. من فکر می کنم شاید عشق و احساس را ماحصل قانون جاذبه دانست ولی عقل حاصل چیست؟ و در کدام پیوند وجودی مان با هستی و وجود مطلق به ظهور رسیده است و آیا عقل ما جزیی از یک کل است؟ آیا عقل صرفا حکم کردن میان دو مفهوم است(رابطه موضوع و محمول) و می دانیم این مفهوم ها یا اکتسابی اند یا وجدانی......
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ساعت 8 توسط نصرالله كشاورز
بر اين باورم پیشینیان ما تاکنون هر كدام گوشه اي از حقيقت را كشف نموده اند و يافته ها همچون قطعات يك پازل در كنار هم جاي نگرفته تا تصويري جامع از هستي به تمام مفهوم مادي و معنوي ترسيم نمايند. همه ما بايد در تكميل اين تصوير بكوشيم. آیا در آينده اين پازل كامل مي شود؟