برخی از دانشمندان می گویند به ما ماده و حرکت بدهید جهان را خواهیم ساخت. ولی من قانع نمی شوم که جهان فقط ماده و حرکت باشد. پس عقل و احساس ما از کجا سر برآورده و بر جهان طنین انداخته است؟ بی شک بر هستی عقل کلی حاکم است و ما در پیوندی امتدادی با هستی و حقیقت مطلق صاحب عقل گشته ایم و صاحب احساس و عشق شده ایم. من فکر می کنم شاید عشق و احساس را ماحصل قانون جاذبه دانست ولی عقل حاصل چیست؟ و در کدام پیوند وجودی مان با هستی و وجود مطلق به ظهور رسیده است و آیا عقل ما جزیی از یک کل است؟ آیا عقل صرفا حکم کردن میان دو مفهوم است(رابطه موضوع و محمول) و می دانیم این مفهوم ها یا اکتسابی اند یا وجدانی......