جهان ناديده ها و ناديده هاي جهان ( مرزهاي بي مرزي)
آنچه كه امروز از فيزيك علي الخصوص فيزيك بعد از انيشتين و كشف زمان به عنوان بعد چهارم جهان سراغ داريم ، ما را به مرزهايي نزديك مي كند، مرزهايي در بي مرزي.
فيزيك مدرن با ارائه نظرياتي مانند نظريه رشته ها (string theory) ابعاد تازه اي از جهان هستي را كنكاش مي كند. نظريه رشته ها (آنگونه كه فيزيك دانان ميگويند) ذرات بنيادي جهان مثل الكترون ها و ذرات ريز اتمي را تنها داراي رفتار ذره اي نمي داند و آنها را تركيبي از پيچ ها، حلقه ها و رشته هاي انرژي مي داند كه داراي ارتعاش هستند و هر ارتعاش دنياي نويني مي سازد مثل نت هاي موسيقي كه با تغيير نت ها، آهنگ جديدي نواخته مي شود، پس جهان جديدي ساخته مي شود. و ما ممكن است جهان هاي متفاوتي داشته باشيم. همچنين اين نظريه امعان دارد كه جهان بيش از 4 بعد دارد و ابعاد ديگر براي ما قابل درك نيست و اين ابعاد براي ذرات بنيادين قابل دسترسي است.
بشر در آينده به سمتي سوق پيدا مي كند كه مرز بين واقعيت و تخيل باقي نمي ماند و تخيل ها صورت واقعيت مي يابد. آنچه كه تا ديروز تخيل هاي انيميشني و فيلم هاي تخيلي بود امروز پروژه هاي علمي است و فيزيك ناممكن بحث شگفت انگيز دنياي امروز است.
بر اين باورم پیشینیان ما تاکنون هر كدام گوشه اي از حقيقت را كشف نموده اند و يافته ها همچون قطعات يك پازل در كنار هم جاي نگرفته تا تصويري جامع از هستي به تمام مفهوم مادي و معنوي ترسيم نمايند. همه ما بايد در تكميل اين تصوير بكوشيم. آیا در آينده اين پازل كامل مي شود؟