«ما در اين عالم، مهمانيم يا ميزبان؟»

زماني انسان تصور مي كند در اين جهان مهمان است و یک وقتي خود را ميزبان جهان مي بيند . زمانی که خود را مهمان مي داني این نگاه يك نوع شيوه زندگي ، نگرش و ديدگاه را به ارمغان مي آورد و وقتي خود را ميزبان مي داني جور ديگری مي بيني و زندگي مي كني .
انسان وقتي خود را مهمان مي داند سعي مي كند مؤدب باشد و در عالم تصرفي نكند و صرفاً نظاره گر باشد. و درس بگيرد و عارف شود و وقتي خود را ميزبان مي داند تلاش براي تسخير و دخل و تصرف در عالم در دستور كار خود قرار مي دهد او به نظم حاكم بر هستي راضي نيست و مي كوشد . آنرا تغيير دهد و اين حس ميزباني است كه او را به تغيير وا مي دارد و تكنولوژي محصول اين نوع تفكر است و عرفان محصول تفكر پيشين .
نتيجه آنكه : ميزباني و احساس اينكه در هستي صاحب خانه ايم ، دخل و تصرف ، تغيير و حكم راني را به دنبال دارد و احساس مهماني ، تأديب ، راضي بودن، تماشاگري ، قناعت و بهره مندي از سفره اي كه براي ما گسترانده اند.
به نظر شما كدامين نگاه خوشبختي بشر را تضمين مي كند؟
بر اين باورم پیشینیان ما تاکنون هر كدام گوشه اي از حقيقت را كشف نموده اند و يافته ها همچون قطعات يك پازل در كنار هم جاي نگرفته تا تصويري جامع از هستي به تمام مفهوم مادي و معنوي ترسيم نمايند. همه ما بايد در تكميل اين تصوير بكوشيم. آیا در آينده اين پازل كامل مي شود؟