قوانين بر همه هستي حاكميت دارند و جهان را اداره مي كنند و اين حاكميت تنها بر جهان مادي نبوده و معنويات را نيز شامل مي شود، چون همه هستي يك حقيقت بيشتر نداشته و از سويي خداي قوانين يكي است.

ما از نقطه اي كه آغاز مي شويم(مبداء) و تا ابديتي كه پيش مي رويم(معاد)، بر اساس قوانين يكسان حاكم بر همه هستي (چه مادي و چه معنوي) ادامه مي يابيم.

علم و دين هر دو دانش كشف اين قوانين هستند كه بي شك هر كدام گر چه طريق معرفت شناسي خاص داشته و توسط متوليان ويژه اي بنيان نهاده شده اند ولي روزگاري سر از كار همديگر در خواهند آورد و به نقطه اي واحد خواهند رسيد و بر آگاهان روشن خواهد شد كه هر دو به يك نقطه ولي با دو زبان اشاره داشته اند و نزاع تاريخي شان تفاوت زبان بوده است و نه تفاوت معرفت.

من اين نقطه سرنوشت ساز، تاريخ ساز و نقطه عطفي كه معرفت جديدي را رقم خواهد زد توحيد علمي مي نامم و معتقدم روزي خواهد رسيد كه فيزيك به متافيزيك دست يابد.

من در جهان پيوستگي عميقي در همه لايه ها، سطوح، علوم، قوانين و پديده ها مي بينم كه با ديدگاه توحيدي كاملاً توجيه پذير است.